دلم میخواست این را بنویسم
مارس 6, 2009
قبلا گفتم که اینجا در گوتنبرگ دو کانال رادیویی فارسی زبان هست که شبانه روز برنامه دارند. یک رادیویی هست که روزانه 4 ساعت برنامه دارد و مجری اش گیلانی هست. اصلا لهجه گیلانی ندارد و بیشتر مردم یعنی آنهایی که از نزدیک او را نمیشناسند نمی دانند که گیلانی هست. اما صدایش اینقدر نکره و گوشخراش هست که همه به او میگویند جقجقه یا جغجغه. این غ و ق هم همیشه موقع فارسی نوشتن مرا دچار دردسر میکند. بگذریم، این رادیو بیشتر رادیو های اسرائیل و آمریکا را رله میکند. در شروع برنامه همیشه جغجغه شعری از شاعران ایران را می خواند . ایکاش نمی خواند. شعرهای به آن زیبایی و موزون و ریتمیک را با صدای نکره اش خراب می کند. خانمش صدای قشنگی دارد و معمولا داستان می خواند. نمی دانم چرا شعرها را هم نمی دهد خانمش بخواند. من هیچوقت داوطلبانه گوش نمی دم اما بعضی وقتها که تو آشپزخانه با مادرم نشستم رادیو را روشن می کند مجبورم گوش کنم. چندبار تا حالا بند کرده به خسرو گلسرخی که آن هم گیلانی بود. اما نه مثل جغجغه بلکه خیلی دوست داشتنی. برای اینکه سلطنت را توجیه کند میگه گلسرخی اینجور فکر می کرد یا آنجور. منظورش این هست که او را حقیر کند. آخر مرد حسابی گیرم که او بد فکر می کرد. مگر بخاطر فکر و باور مردم باید آنها را کشت؟
می خواهم بگویم با اینکه گیلانی هستم اما همه گیلانی ها را دوست ندارم. همین نظر را در مورد ایرانیها هم دارم. ناسیونالیسم افراطی بدی اش همین هست. کرد ، ترک ، فارس و همچنین گیلکی که اندیشه هایش به ناسیونالیسم افراطی آلوده باشد دیگر به زحمت می تواند زشتیها و بدیها و انحرافات قوم خودی را ببیند. من گیلکم اما با همه گیلکان نیستم. خیر و شر همیشه در ستیزند و من با آن گیلکانی هستم که در صف خیر بودند و هستند و گیلکان صف مقابل را ازشان بدم می آید.
مارس 11, 2009 at 8:11 ق.ظ.
سلام مازیار گرامی
مرسی، احتمالا عصر چهارشنبه سوری در شهر شما هستم
کار خدا را چه دیدی شاید در مراسم چهارشنبه سوری همدیگر را دیدیم. شنیدم هرسال جشن مفصلی در آنجا برگذار می کنید
مارس 18, 2009 at 7:56 ق.ظ.
سلام
من یه کم ناسیونالیست هستم و ناسیونالیست را یک نیاز می دانم
البته ناسیونالیست افراطی نیستم
قبول که که در دنیای امروز ناسیونالیست هم باید باشد.